یک کلمه

فقره یازدهم تحریر اصول دخل و خرج دولت و نشر آن است. بدهی اهالی را قدر معینی لازم است، و این قدر معین را در مقابل خرج دولت، مقیاس و میزانی است ضرور. اگر مخارج یک دولت، محرر و معلوم نباشد، تعیین مالیات بر وجه عدالت میسر نشود و مقدار احتیاج اداره‌ها چون اداره لشکر و ادره داخله و اداره خارجه و غیره بدین طریق معلوم می‌شود. یعنی قبل از وقت مشخص می‌کنند که برای وزارت جنگ فلان مقدار و برای وزارت داخله، فلان مقدار و برای وزارت خارجه، فلان مقدار مخارج خواهد شد و با این طرز، خلاصی از اسراف در خرج دولت و رفع تعدی نسبت به رعایا آسان می‌گردد. و از آن طرف هم چون اهالی می‌دانند که مخارج لازمه دولت فلان مقدار است، در ادای آن تعلل نمی‌ورزند. پس این قاعده نیز در شریعت مطهره اسلامیه به باب تبلیغ و تفهیم مطابق است با حدیث “فلیبلغ الشاهد منکم الغائب” یعنی، شما که در این مجلس حاضرید، تبلیغ بکنید غایبان را.

در این باب، برهان واضح است و حضرت رسالت پناه، صلی‌الله علیه و آله، در اکثر خطبه‌ها در پی هر جمله، “هل بلغت” فرمودی. اگر مستمعان “نعم” گفتندی و خواهش توضیح و تکرار ننمودندی، حضرت به جمله آخر گذشتندی.

باید دانست احسن سیاست، آن است که بر اخلاق حسنه مؤسس باشد. این کلام ارسطاطالیس است و به عقل و نقل مطابق.

پس واجب است که تدابیر دولت به تغییر اخلاق تبعه و اهالی‌اش، سبب نباشد؛ بلکه به تهذیب و تزیین اخلاق آنها اسباب عمده شود.

بنابراین اکثر تدابیر سیاستیه فرنگستان در تهذیب و تحسین اخلاق اهالی، مدخلیت عظیم دارد. و قضیه تعیین مالیات و تحریر خرج که شرح داده شد از این تدابیر است. امروز در ممالک اسلام، چون محصلان مالیات به سر اهالی گماشته شوند، و اهالی که از مخارج دولت خبر ندارند چنین پندارند که بدهی آنها به هوا و هوس حکمداران صرف می‌شود، لهذا اکثر آنها برای تخلیص گریبان از تکالیف دولت، به خیال پیدا کردن راه‌های حیله و خدعه و دروغ و حبس مال و کتم ثروت خود می‌افتند. و بدین جهت اخلاق صادقه اسلامیه آنها تغییر پذیرد و از آن طرف نیز محصلان مالیات راه‌های حیله و دروغ آنان را کشف کنند و آنها را به محبس برند و چوب زنند لاجرم اهالی را خوف و مسکنت و هتک ناموس و فرار عارض گردد و اخلاق شجاعت و بطالت و علو همت آنها مرده شود.

در دولت انگلیس سابقاً برای تعیین مالیات نسبت به واردات اهالی، قاعده تفحص گذاشته بودند. امروز این قاعده را ترک کرده و به قول خود هرکس اعتماد می‌کنند. یعنی از مداخلهایی که صلاح دولت و رعیت است و موافق قانون در بدو کار معین کرده‌اند، از خود شخص می‌پرسند و او هر چه بگوید باور می‌نماینی و مالیات را از روی مداخل او، از قرار گفته خودش اخذ می‌کنند.

ملاحظه باید کرد که به اهالی به چه درجه اعتماد کرده‌اند؛ و به جهت همین اعتماد، چقدر اخلاق آنها را به اصلاح آورده و به صدق و راستی معتاد شده‌اند. و از وقتی که این تدبیر را به کار برده‌اند، مالیات دولت روز به روز زیاد شده؛ و به تجربه دیده‌اند که سابقاً اگر از صد نفر، ده نفر بدهی خود را ناراست گفتی، امروز پنج نفر هم نمیرسد.

بخش یازدهم کتاب «یک کلمه»
نوشته میرزا یوسف خان مستشارالدوله به سال ۱۲۴۹ خورشیدی

حال بگویید بخنیدیم یا بگرییم؟

داستان رکسانا صابری چیست؟

رکسانا صابری به مهره‌ای برای بازی بزرگ ایران و امریکا تبدیل شده است. دولت ایران با سرنوشت او بر سر رابطه با امریکا بازی میکند. ابتدا دستگیری و سپس اتهامات آنچنانی و محکومیت هشت ساله صابری نشان از نقشه‌ای کودکانه برای استفاده از تابعیت دوگانه صابری دارد. رکسانا صابری جاسوس نیست. ماجراجو شاید باشد. در عین حال تلقی عمومی براینکه او یک دختر ساده جوان است نیز نادرست است. ایران برای بسیاری از خبرنگارن جایی برای یافتن نام و مال است. صابری نیز از این قاعده مستثنی نیست. عمل ایران با امتیاز دادن به او در طول پنج سال به عنوان خبرنگار نیز جای پرسش دارد. از کی ایران به دختران شایسته امریکایی که با بیکینی روی سن میروند به عنوان خبرنگار ایرانی اجازه کار میدهد؟ آیا وزارت اطلاعات چشمان خود را بسته بوده یا اینکه اطلاع نداشته است؟ هر چه باشد رکسانا یا به علت اشتباه لپی یا برنامه‌ریزی طولانی وزارت اطلاعات در این دام افتاده است. محکومیت رکسانا سخترین مجازاتی است که تاکنون به یک ایرانی با تبعیت دوگانه داده شده است. اینکه آیا حسین درخشان مجازات سختری بگیرد غریب بنظر میرسد. بویژه با تاکید رییس‌جمهور بر عدالت برای درخشان و صابری.

فکر میکنم که این هردو در یک مانور قابل پیش‌بینی در آینده آزاد شوند. نزدیکی این آینده بنوعی به رابطه ایران و امریکا مربوط است. در عین حال سیاست خارجی ایران بخشا از سیاست داخلی کشور رنگ می‌گیرد. برای آزادی حسین درخشان و رکسانا صابری باید امیدوار باشیم که حادثه‌ای داخلی فضای امنیتی ایران را تیره نکند.

حضور رییس‌جمهور ایران در سویس و نبود وتو برای شرکت در این کنفرانس دست اورپاییان و استعمارگران پیشین را در حنا گذاشت. از سویی پیش از تشکیل کنفرانس غالب کشورهای مهم اورپای غربی و ایالات متحده از حضور در آن خودداری کردند تا به تریج قبای دولت اسزاییل بر نخورد. آنان هم که داعیه تمدن و فرهنگ داشتند در سطح پایین دپلماتیک شرکت کردند. اینان حتی تحمل شنیدن سخنرانی احمدی نژاد را نداشتند و تالار را بمجرد انتقاد وی از اسراییل  ترک کردند. در میان کف زدن‌های فراوان مدعوین و حاضرین میشد دید که ریاست‌جمهوری به هدف زده است. بعد از کشتار غزه این نخستین رییس یک دولت در خاورمیانه است که با صراحت تمام در صحنه‌ای بین‌المللی اسزاییل را نژاد پرست مینامد. این به مزاج بسیاری از کشورهای آسیایی و افریقایی و حتی امریکای لاتین خوش میآید. اگر بی‌غرض نباشیم کنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل تعلق به احمدی نژاد دارد تاکنون. این نیاز به یک دست‌ مریزاد گفتن  به دولت ایران دارد.

دولتمردان ایران  پاتکی دیگر زدند. چه انتقاد ایران از اسراییل در یک صحنه بین‌المللی شرایط اسراییل را برای حمله به ایران سختر میکند. چه کف زدن‌های متمتالی شرکت کنندگان و حضار حمایت از احمدی‌نژاد نیست حمایت از سیاست خارجی ایران است. گرچه فردا نوریزاده میکوید عده‌ای لات کنفرانش را بهم ریختند و کسانی از ایران پول گرفته بودند تا دست بزنند. اما چنانکه گفتم اگر بی‌غرض باشیم و چک از رادیو امریکا و روزنامه‌های سعودی دریافت نکنیم و دستها را هم برگوش نگذاریم که صدای کف زدن‌ها نشنویم؛  بله ایران فلب کنفرانس دوربآن ۲ را بدست آورد. حال نتایج عملی آن چه شود حرفی دیگر است.

ببینید گزارشی را در اینزمینه از سی‌ان‌ان:

YouTube Preview Image

حال که از گزارش گفتم دیدن این هم بد نیست:

YouTube Preview Image