نبشته میرزا در ۱/۱۲/۸۳ • رسته شده در ادبیات,فرهنگ و هنر,مالیخولیا,یادها
اینهم از دوستی که دیگر جز یادی نیست:
شب شاید بدنبال تاریکی بود
تاریکی بدنبال شب
درابتدای خلقت تو بودی
و ماه مهتابش را در تو میجست
وروز آفتابش را از ترس خرامت
از ابتدای خلقت
مرگ چشم انتظارت بود و
من…
