پاپ معاصر و شیش و هشت دهه چهل و داستان منار

گروه آریان

گروه آریان

این چند ماه اخیر در بازار موسیقی ایرانی مث قارچ گروه های پاپ درمیآد. بعد از موفقیت گروه آریان گویی خیلی ها به امید حمایت سامسونگ و کنسرت اورپا دل خوش کردن. گروه پارت، گروه ندا، گروه کروز، گروه ۶+۱ و این دست آخری گروه ترانه. همه هم به تکرار موسیقی خسته کننده آریان مشغولند. نوعی پاپ محلی سردرگم که حتی به گرد پای شیش و هشت انتهای دهه چهل هم نمی رسه. ترانه هایی که علیرغم پایه گذاری سنتی از نامیدی و افسردگی کمابیش به تغیر اساسی موسیقی پاپ ایرانی دست یافتند.

گروه های ایندوره اما تنها به تکرار یک ارکستراسیون محدود میپردازند و با یک نقاره، یک گیتار، نوعی ساز زهی -ترجیحا ویلون عهد عتیق- تعدادی جوان بیکار و دختران مقنه بسر و چند اجازه نامه آوازی در وصف علی یا فاطمه، ترانه ای در وصف مادر و نهایتا نیمچه تقلیدی از موزیک لاتین، تنهاضد ترانه به سرای از پای بست ویران موسیقی معاصر میافزآیند وگوش درد این حقیر را افزون میکنند. عبید مرحوم در جایی گقت: نکرالصوات بر مناره شد و اذان سر داد. رهگذری از پای مناره گذشت و صدای او شنید و حیران ماند که او با چنین صدای زشتی اذان چرا خواند. پرسیدش از برای که میخوانی؟ گفت از برای خدا. رهگذر پاسخ گفت: « از برای خدا مخوان.»

به زبون امروزی یعنی جون مادرت از رو سن بیا پایین یا از بالای منار!

برچسب‌ها: , , , ,

پیام شما

*

Anti-spam image