آخر داستان گلستان؟
خیلی سالها پیش بود که «جوی و دیوار و تشنه» رو خوندم. هنوز هم میتونم بخشهای از کتاب رو از بر بخونم. هنوز هم فکر میکنم که داستانهای کتاب از بهترینهای داستانهای کوتاه ادبی ایرانه. بعدها دیگر نوشتههای گلستان رو هم خوندم اما هیچکدام از اونها به اندازه جوی و دیوار و تشنه به دلم نشست. آنزمانها نه گلستان رو میشناختم نه درگیر این بودم که بشناسمش. در درازای این سالها که سپری شد کنجکاوی من افزایش پیدا کرد اما منایعی که بشه درباره گلستان خوند یا از گلستان خوند خیلی کم و کمیاب بود.
اینروزها مشغول خوندن کتاب «نوشتن با دوربین» هستم. مجموعه چهار گفتگوی پرویز جاهد با ابراهیم گلستان.
ادامه دارد




