وهم سبز در گنگی جوانی
وهم سبز رابشنوید:
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
سال ۹۳ در شرکتی کوچک کار میکردم. از دوره نوجوانی تحت تاثیر صفحات ۳۳ دور کانون و شعرخوانی شاعران از اشعار خویش یا دیگران بودم. خیلی پیش از آن که کاشفان فروتن شوکران را در پیادهروهای روبروی دانشکاه به بیست تومان عربده بکشند.
در شرکت الپی یا همان صفحه گرامافون خودمان فرواوان بود. نیمی از موسیقی تولید شده در ینگه دنیا و فرنگستان را میشد در صفهای منظم و بر حسب حروف الفبا آنجا یافت. هنوز سیدی صفحه گرامافون را ورشکست نکرده بود. رییس هم رادیو کار بود و هم موسیقیدان. طبعا استودیو مدرن اما کوچکی هم در آنجا یافت میشد. من که ضبط صدا را در نوجوانی با ضبطصوتهای قراضه ایران یاد گرفته بودم تازه فهمیدم که ضبط صدا یعنی چه. هنوز رماتنیک بودم و خواستم به تاثیر از شاملو چند روخوانی از اشعار معاصران بکنم. کردم. شاملو، کسرایی، کدکنی، فروغ و چند تن دیگر. کیفت عالی صدا امر را بر من مشتبه کرد که همه چیز خوب است. یاد نگرفته بودم اما که چگونه صدا را نگهداری کنم. آن روزها بروی ریل ضبط میکردیم. آن ریلها همراه چند برنامه دیگر در حادثهای آسیب دید و به دور انداخته شد. اینروزها داشتم به چند برنامه گوش میکردم تا آرشیوشان کنم یا نه، که گذرم به یک کاست افتاد. با بیچارگی فراوان یک ضبطصوت تهیه کردم و با کنجکاوی تمام شنیدم. چند از چرکخوانیهای (مانند چرک نویس) آن روخوانیهای اول دهه نود را یافتم. دانستم که عدم فردیت درجه رمانتیسم را بالا میبرد. حال اگر میخواهید بدانید که تب جوانی من چقدر داغ بود فایل بالا را بشنوید با کیفیت پایینش.




