داستان رکسانا صابری چیست؟
رکسانا صابری به مهرهای برای بازی بزرگ ایران و امریکا تبدیل شده است. دولت ایران با سرنوشت او بر سر رابطه با امریکا بازی میکند. ابتدا دستگیری و سپس اتهامات آنچنانی و محکومیت هشت ساله صابری نشان از نقشهای کودکانه برای استفاده از تابعیت دوگانه صابری دارد. رکسانا صابری جاسوس نیست. ماجراجو اما شاید باشد.
در عین حال تلقی عمومی براینکه او یک دختر ساده جوان است نیز نادرست است. ایران برای بسیاری از خبرنگارن جایی برای یافتن نام و مال است. صابری نیز از این قاعده مستثنی نیست. عمل ایران با امتیاز دادن به او در طول پنج سال به عنوان خبرنگار نیز جای پرسش دارد. از کی ایران به دختران شایسته امریکایی که با بیکینی روی سن میروند به عنوان خبرنگار ایرانی اجازه کار میدهد؟ آیا وزارت اطلاعات چشمان خود را بسته بوده یا اینکه اطلاع نداشته است؟ هر چه باشد رکسانا یا به علت اشتباه لپی یا برنامهریزی طولانی وزارت اطلاعات در این دام افتاده است. محکومیت رکسانا سخترین مجازاتی است که تاکنون به یک ایرانی با تبعیت دوگانه داده شده است. اینکه آیا حسین درخشان مجازات سختری بگیرد غریب بنظر میرسد. بویژه با تاکید رییسجمهور بر عدالت برای درخشان و صابری.
فکر میکنم که این هردو در یک مانور قابل پیشبینی در آینده آزاد شوند. نزدیکی این آینده بنوعی به رابطه ایران و امریکا مربوط است. در عین حال سیاست خارجی ایران بخشا از سیاست داخلی کشور رنگ میگیرد. برای آزادی حسین درخشان و رکسانا صابری باید امیدوار باشیم که حادثهای داخلی فضای امنیتی ایران را تیره نکند.


