نامه آیت الله طاهری به ملت ایران

بسمالله الرحمن الرحیم و به نستعین الحمدلله رب العالمین و صلواتالله و سلامه علی الانبیاء و المرسلین خص علی خاتمهم و اشرفهم الذی قیل فی شانه لولاک لما خلقت الافلاک و علی وصیه و خلیفته علی امیرالمؤمنین و الائمه المعصومین من ولده بالاخص خاتمهم الذی به الله العرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً.
از دیرباز تاکنون میخواستم مطالبی را به طور اختصار به ملت شریف و سرافراز تقدیم کنم. غرض از نوشتن این اوراق، هرگز نخواسته و نمیخواهم ملت عزیز و صبور را مأیوس و ناامید کرده باشم. اما هرگز نمیتوانم چشمم را بر واقعیات ملموس و حقایق محسوس ببندم و شاهد درد نفسگیر و رنج طاقت فرسای مردم باشم. مردمی که گلهای فضیلت را پایمال میبینند و افول ارزشها و زوال معنویتها را مینگرند.
جمهوری اسلامی که ثمره خون پاک فرزندان غیور ملت سلحشور و مسلمان ایران است و هنوز بسیاری از خانوادهها منتظر جنازه فرزندان شهید خود هستند، با وعده حکومت عدل علی علیهالسلام استقرار یافت تا ملت به نوایی و کشور به جایی برسد و البته ملت سامان نمیپذیرد و ملک اصلاح نمیشود مگر به جمله کوتاه پیامبر گرامی اسلام که میفرماید: صنفان من امتی اذاصلحا صلحت امتی و اذا فسدأ امتی. قیل یا رسولالله و من هما؟ قال الفقها و الامراء (خصال جلد ۱، صفحه ۳۷)دو دسته از امت هستند که اگر اصلاح شوند، امت من اصلاح میشوند و اگر فاسد شوند، جامعه اسلامی فاسد میشوند. پرسیدند ای پیامبر خدا این دو صنف چه کسانی هستند؟ فرمود: دانشمندان دینی و حاکمان.
اصل جمهوری یعنی جابجایی مرتب و مکرر مدیران کشور و جامعه مدنی یعنی نقد و انتقاد مداوم برنامههای حکومتو انقلاب یعنی تأمین و تضمین خواستههای ملت که معالاسف امروز واقعیت غیر از اینها است. مصلحت کشور بعید است و آزادی که این سالها هر دو را به مسلخ و مقتل میبینیم. هنگامی که از وعدهها و قول و قرارهای اول انقلاب یاد میآورم، همچون بید بر سر ایمان خویش میلرزم. من عمرم را آفتاب لب بام میبینم، آردم را بیخته و غربالم را آویختهام، اما از اینکه میشنوم تعدادی از آقازادگان و از ما بهتران که بعضاً خرقهپوش و دستاربند هم هستند، در سبقت از سرمایه و ثروت کشور در راه اهداف خویش با یکدیگر رقابت گذاشتهاند، به یاد میآورم که ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد. آنها که اموال مردم را به غارت میبرند، آری برای آنان که بیتالمال مسلمین را از خود و کشور را ملک طلق و ثروت موروثی خویش میپندارند، عرق شرم میریزم. اذا اردنا ان نهلک قریهامرنا مترفیها ففسقوافیها.
آیا این بود آنچه را با مستضعفین پیمان بستیم؟
ایهات و هیهات! هزار وعده خوبان یکی وفا نکند. حقیر که مثل همگان سهم بسیار ناچیزی در انقلاب و تداوم آن داشتهام، خود را مکلف میدانم و از سر غیرت و درد میپرسم تکلیف این همه کاستی و ناراستی و قصور و فتور و فقر وفاقه عصیان و نقصان و تکاثر و تفاخر و زراندوزی و مردمسوزی و تبعیض چیست؟ تاکی برای مردم تکراری سخن بگوییم و مرتب کنفرانس و جلسه و میتینگ برگزار کنیم و از قوت لایموت ملت دردمند و محتاج و مستمند، لقمه سفرههای اشرافی و طاغوتی خود گردانیم و از جیب ملت نجیب به اطرافیان و نورچشمیها حاتمبخشی کنیم و هزینه سفرهای سیاسی و خاقانی و قاآخی و تبلیغاتی و بیخاصیت خود را بر مردم محروم و به تعبیر حضرت امام طاب ثراه پای برهنه تحمیل کنیم! چه میگوییم؟
در برابر این همه انحراف و اجحاف و قانونشکنی؟ تغافل و تجاهل و تساهل تا چند؟ اکنون که شاه و آمریکا در این کشور تسلط ندارند که مضایق و معایب و مشکلات را متوجه آنها بدانیم، چرا به انتقادات دلسوزانه گوش نمیدهند؟ چرا از استعدادها و مغزها کمتر استفاده میکنند. مگر پیامبر مکرم و نبیمعظم اسلام صلواتالله و سلامه علیه نفرمود: من اصبح ولایهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم.
مصیبت عظمای دین گریزی و سرخوردگی و بیکاری و تورم و گرانی و شکاف جهنمی فقر و غنا و فاصله عمیق و روز افزون طبقاتی و رکود و سقوط درآمد ملی و اقتصاد بیمار و فساد اداری و ضعف شدید مدیریتی و نقص فزاینده ساختار سیاسی کشور و اختلاس و ارتشاء و اعتیاد و عدم چارهاندیشی کارآمد تبعات وجیع و فجیعی دارد که همچون سیل بنیان برانداز پشت سد ایستاده و هرلحظه کیان کشور و حیات ملت را تهدید میکند. واتقوا فتنه لاتصیبین الذین ظلمو امنکم خاصه (آتش که گرفت خشک و تر میسوزد) لاف زدن و گزاف گفتن و تزویر نمودن و حریم خصوصی افراد را شکستن و تصفیه حساب خصوصی و سیاسی نمودن و آب در شیر کردن و به سخنان کلیشهای دلخوش بودن و از جمعیتهای خیابانی سان دیدن، تاکنون نتوانسته است از حجم انبوه مشکلات و معضلات بکاهد و افسردهای را با مرهمی بنوازد و یا آبی بر اضطرابی بیفشاند و جامی به تشنه کامی پچشاند و نانی به خسته جانی برساند. عدم تعهد به قانون وحضور نهادهای غیرمدنی نامسؤول، باندهای مافیایی و خلع یدمجلس و وجود اهرمهای مطلقه نامتناهی و مادامالعمر نامحدود و قدرتهای بادآورده رویینتن غیر پاسخگو و سیاستگذاریهای خارجی بعضاً ناموفق و بنیادهای مرئی و بنگاههای نامرئی غیراقتصادی و تجاری و اسکلههای غیردولتی نامتعارف و رانتخواری و یغماگری و فراری دادن مغزها و بگیر و بهبندها و حصر و حبسهای نامألوف و باب شدن چنگیزی و مردمستیزی و قانون گریزی و ایزوله کردن ارباب فکر و اندیشه و اسیر کردن منتقدان و ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشریات و نظارت جناحی ناصواب و نامعقول استصوابی و دادگاه نامقبول روحانیت و فلج کردن دولت و با فت نامطلوب شورای مصلحت و مردم را هیچ انگاشتن و بر شیپور قدرت دمیدن و کشور را بر بال باد گذاشتن،سرانجامی نامیمون دارد که از نکبت و شقوت آن به خدای بزرگ پناه میبرم. آنان که بر شتر چموش قدرت سوارند و در میدان سیاست دو اسبه میتازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا میروند و گردآسیاب ریاست میچرخند و از پل دین میگذرند تا به دنیا برسند متأسفانه مؤید و مشوق عدهای چماق به دوش و فرقهای کفن پوش که دندان تمساح خشونت را تند و تیز میکنند و میخواهند عجوزه تندخوی و عفریته زشت روی خشونت را به نکاح دین درآورند و امور مقدس را ملوث جلوه دهند یعنی رجالهها و فاشیستهایی که معجونی از جهل و جنونند و بندنافشان به مراکز ثقل قدرت متصل است و مطلق العنان و افسار گسیختهاند و نه ملوم معاقب قضا هستند و نه محکوم معاتب قانون. هم فقیه و هم فیلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند! فعالمایشاء و حاکم ما یرید! ذوب شدگانی که ماست را سیاه میبینند! و به تعبیر زیبای قرآن «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاً الذین ضل سعیهم فیالحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» بگو ای پیامبر آیا با خبر کنم شما را به کسانی که زیانبرترین مردمند آنها که عمل خود را تباه کردند در این سرای و گمان میبرند بهترین مردمند از لحاظ عمل!
شعبان بیمخهای وحشت و رهبت که با هتاکی و سفاکی ننگ عنیف و معیف کوی دانشگاه را آفریدن و با تهاجم حیوانی مرتع دانشگاه را چریدند و با تعرضات شنیع پرده ناموس فرهنگ و علم را دریدند و در قتلهای زنجیرهای مظلومان بیگناه و قربانیان بیپناه لعنت سرمدی خدا و نفرت ابدی خلق را خریدند. الذین اتخذوا دینهم لعباً و لهواً و عزتهم الحیوه الدنیا.
همان عملههای استبداد و چماقداران قدم به مزد نامهذب مجنون باطل اندیش و ظالم کیش که چهره بینالمللی نظام را ملکوک و وجهه اسلامی انقلاب را مهتوک نمودند. اولئک الذین طبعالله علی قلوبهم و اتبعو اهوائهم و عجب اینکه در آن دادگاه حق سوز عدالت کش به آن بردگان مفلوک دست مریزاد نیز گفتند و من لم یحکم بما انزلالله فاولئک هم الظالمون.
من در این سراشیبی عمرم که صدای هولناک خطوات مرگ را میشنوم و صاعقه مهیب تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل را استماع میکنم و مشتاقانه لقاء حقتعالی و وصال اجداد طاهرینم را انتظار میکشم. موضوعی را که باید در صدر مطالبم به رشته تحریر میکشیدم مطرح میکنم و میپرسم حصر فقیهی وزین و مجاهدی نستوه و مرجعی مبارز که ثانی اثنین انقلاب و از اساطین نظام و اوتاد حوزه و اعاظم فقه و افاخم کشور است با کدام عقل و نقل و آیه و حدیث و عرف و شرع و سیاست قابل توجیه است؟ سوابق مستحسن و مدارج علمی چه فقیه و مرجعی همسنگ حضرت آیتالله منتظری مدظله است؟
معظمله نیمی از حوزه است و حوزه نیمی از اسلام و براین شناخت بود که رهبر فقید و عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتاللهالعظمی امام خمینی قدس سره القدوسی گرما بخشیدن به نظام و حوزه را به ایشان توصیه فرمودند. فاجعه نامسبوق و نامسموع حصر ارتجاعی و غیرانسانی مجتهدی چون ایشان عاقبتی شوم و نتیجهای مشئوم و پایانی مذموم دارد. الملک یبقی معالکفر و لایبقی مع الظلم.
عزت و حرمت و عظمت حریم مرجعیت معظم شیعه حتی در سیاهترین حکومت و فرعونیترین رژیم نیز استوار وپایدار و برقرار بوده است. حوزههای نفوذناپذیر علمیه همیشه کهف امین مردم و مراجع عظام تقلید علیالدوام حبل المتین ملت و روحانیت اصیل پیوسته حصن حصین کشور و منهاج حقیقت و منوار فضیلت بودهاند و حیات و ممات همه فقها از کلینی تا خمینی شاهد این مدعا است.
آه آه! شوقا الی رویته وا اسفا که امروز شاهد حبوط روحانیت و سقوط مرجعیت هستیم! دریغ و درد که دژ مستحکم و نفوذناپذیر مرجعیت شیعه به دست غوغائیان معرکه سیاست و بازیگران صحنه ریاست به سود استعمار ضربه ای جانکاه خورد و الیالله المشتکی.
انشاءالله ملت شریف کاستیها و قصوری را که احیاناً مشاهده فرمودند به حساب کهولت سن از ضعف جسمانی این پیر ارادتمند که مدام دعاگوی ملت و کشور است، بگذارند.
حقیر حدود سی سال پیش در نجف اشرف با کسب اجازه از محضر مبارک حضرت امام، رهبر کبیر انقلاب به اقامه نماز جمعه در اصفهان مجاز شدم ولی با کمال تأسف در شرایط موجود از امامت جمعه کنار میروم الفرار ممالایطاق من سنن المرسلین.
در پایان برادران و خواهران بزرگوارم را به صبر و هوشیاری و متانت اکیداً توصیه میکنم و ملت و کشور مظلوم را به صاحب اصلی ولایت مولانا و صاحبنا حضرت مهدی موعود ارواحنا فداه میسپارم و دست همه طبقات را به رسم وفا و صفا میفشارم.
ای خداوند قسط و آزادی و ای پروردگار عدالت و آگاهی و ای آفریدگار قلم و اندیشه، بر کویر تفتیده و مزرعه خشکیده ما بیش از این آب شعور و باران نور ببار و رحمت واسعه خود را از این ملت بزرگ دریغ مدار. اللهم اظهر کلمه الحق و اجعلها العلیا و ادحض کلمه الباطل و اجعلها السفل انک علی کل شی قدیر و بالاجابه جدیر اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبته ولینا و کثره عدونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا فصل علی محمد و اله و اعینا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره و رحمه منک تجللناها و عافیه منک قلبناها برحمتک یا ارحم الراحمین
اصفهان؛ سید جلال الدین طاهری
۱۷تیر سال ۱۳۸۱، ۲۶ ربیعالثانی ۱۴۲۳




سلام علیکم
خداوند ریشه ظالمین را ار روی زمین برکند چرا این سخنان را در همه جا پخش نمی کنید که مردم ایران ودنیا بدانند که بعضا حضرات ایت اله و مراجع بزرگ هم به فکر اسلام وملت هستند آقایان اسلام در ایران درحال نابود شدن هست ترا خدا کار بکنید جواب خون این بچه ها روچه کسی میدهد
بسم قاسم الجبّارین
شما فجایع امروزی ایران را با وقایع ۱۴۰۰ سال پیش کربلا
که یک جنگ مسلحانۀ تمام عیار ولو نامساوی بود مقایسه کنید و ببینید کدامیک شنیعتر و وحشیانه تر و نا جوانمردانه تر و غیرانسانی تر میباشد
آیا فرزندان بیدفاع و بی سلاح ایران اعمّ از دختر و پسر ، زن یا مرد مظلومتر واقع شده اند یا سپاه مسلّح امام حسین آیا آنان را بدون دفاع کشتند و اسیر کردند ؟ آیا به زن و مرد آنان سبعانه تجاوز جنسی کردند ؟
حالا خود قضاوت کنید که بازهم در محرّم و صفر برای وقایع ۱۴۰۰ سال قبل کربلا باید روضه بخوانیم و عزاداری کنیم یا برای وقایع جنایتبار و بیشرمانۀ خرداد و مرداد ۱۳۸۸ ایران ؟
هیهات منّا العزّه !
هل من ناصر ینصر المظلومین